بایگانی برای آذر

در صورت وقوع زلزله در شهر تهران، ۱۲ درصد تلفات در شهر بر اثر غرق شدن شهروندان در فاضلاب حادث خواهد شد .

جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۸۷

بر اساس تحقیقات انجام شده در مورد اثرات سوء زیست محیطی اخطلات ابهای سطحی و فاضلاب شهری تهران توسط شرکت مشاوره جایکای ژاپن ,در صورت وقوع زلزله، ۱۲ درصد تلفات در شهر بر اثر غرق شدن شهروندان در فاضلاب حادث خواهد شد .

همچنین ,با توجه به توسعۀ شهرنشینی و افزایش بی رویه جمعیت ، نبود سیستم فاضلاب شهری کلان شهرهای کشور و بالاخص تهران ، این شهر را با معضلی به نام اختلاط آب تمیز و مناسب شمال تهران با فاضلاب های خانگی و صنعتی مواجه ساخته است که به دلیل وجود انواع میکروارگانیسم ها و عناصر سنگین در این پساب ها اثرات سویی به محیط زیست طبیعی و انسانی تهران تحمیل نموده است.

عدم وجود سیستم انتقال فاضلاب شهری موجب آلودگی آبهای استفاده شده در تولید محصولات زراعی و باغی جنوب شهر می شود.در مقوله آبهای زیر سطحی نیز در شهر ، مشکلات عدیده ای وجود دارد که از آن جمله می توان به ساخت و ساز های بی رویه بدون توجه به الگوی قنوات اشاره کرد که بروز مشکلاتی همچون فرو نشست زمین را در مناطق مسکونی ، تجاری و صنعتی سبب شده است .

طبق معمول همیشه, علیرغم تمام تمهیداتی که شهرداری تهران درخصوص طرح جمع آوری فاضلاب انجام داده لیکن به دلیل عدم وجود مدیریت واحد در حوزه شهری و تعدد مراجع تصمیم گیری ، این طرح تا کنون به سرانجام نرسیده است.در این راستا  بدیل بی درو پیکری و نداشتن یک برنامه کاری که البته الگویی است از نظام جمهوری اسلامی که همیشه در موارد مردمی و زیست محیطی بی برنامه است و بجای آن برای ساختن یک بمب اتمی دارای  برنامه و بودجه خاص و خیلی واضح و دقیق میباشد, می باید منتظر یک فاجعه انسانی دیگر باشیم

پاینده ایران مرگ بر جمهوری اسلامی

.

یک فاجعه دیگر,کشف دو لاشه دلفین در منطقه حفاظت شده حرای قشم

جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۸۷

با کشف لاشه دو دولفین در منطقه حفاظت شده حرای قشم با دیگر نگرانی ها از مرگ و میر دوباره دولفین ها در خلیج فارس شدت گرفت.

به گزارش خبر گزاری های محلی، در چند روز گذشته دو لاشه دلفین مربوط به گونه های پورپویز پوزه پهن و دلفین گوژپشت توسط یکی از اهالی بومی قشم در منطقه حفاظت شده حرا یافت شد اما بعد از آنکه کارشناسان محیط زیست به محل واقعه رسیدند دریافتند از زمان مرگ این جانوران حدود دو هفته می گذرد و لاشه ها در حال از بین رفتن هستند .

امید صدیقی، مدیر کل دفتر اکوبیولوژی و جانشین معاونت محیط زیست دریایی سازمان محیط زیست از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرد و گفت : هیچ گزارشی از این موضوع به ما ارسال نشده اما تصاویر نشان می دهد که زمان قابل توجهی از مرگ دلفین ها گذشته است .

وی درباره علت مرگ دلفین ها گفت : از روی عکس نمی توان درباره علت مرگ و میر دلفین ها پی برد و این کار نیازمند ارزیابی و بررسی های دقیق و مستلزم نمونه برداری و انجام آزمایشات بیشتر است .

درمورد اینکه آیا وقوع پدیده کشند قرمز می تواند علت مرگ دلفین ها باشد  باید گفت : بر طبق گزارش های اداره کل محیط زیست استان هرمزگان طی هفته های گذشته کشند قرمز گسترده ای، چندین کیلومتر از آبهای هرمزگان را در برگرفت و این پدیده می تواند باعث مرگ آبزیان و پستانداران دریایی شود اما دراین مورد می توان اظهار نظر نمود که علت مرگ این دلفین ها هم مسمومیت ناشی از تغذیه از آبزیان آلوده به فیتوپلانکتونهای سمی بوده باشد .

درباره علت بروز کشند قرمز یا Red Tide می توان گفت : وقتی ورود مواد مغذی آلی مثل فسفات ها و نیترات ها ( که عمدتا با تخلیه فاضلاب ها به دریا وارد می شوند ) به دریا افزایش یابد در نتیجه نوع خاصی از پلانکتون ها به نام داینوفلاژله ها به شدت تکثیر و رشد می کنند. با افزایش این فیتو پلانکتون ها ، میازن اکسیژن آب کاهش می یابد که می تواند منجر به مرگ و میر آبزیان شود و گاهی هم این فیتو پلانکتون ها از خود سمی ترشح می کنند که موجب مسمومیت آبزیان می شود و چنانچه پستانداران دریایی از ماهی های آلوده به این سموم تغذیه کنند خود از بین می روند .

مرگ دلفین های قشم در شرایطی به وقوع پیوسته که با گذشت بیش از یکسال از مرگ دسته جمعی بیش از ۱۵۰ دلفین در سواحل جاسک هنوز علت مرگ نیمی از آنها رسما اعلام نشده است .

باعث تاسف است که هنوز تحقیقات لازم و کافی در این زمینه انجام نشده و مسئو لان هیچ علاقه ای به مسائل زیست محیطی نشان نمی دهند و همه حواسها و انرژی و پولها صرف ساخت بمب اتم میشود.

باید ترسید از روزی که این کشور ازاد بشود ولی چیزی از منابع ملی و زیست محیطی ان باقی نمانده باشد.

برای حمایت و اعتراض خود این لینک را برای دوستان خود بفرستید.

مرگ بر جمهوری اسلامی جلاد پاینده باید ایران اریایی

یک فاجعه زیست محیطی دیگر,تخریب هزاران هکتار از جنگل های کهور و کنار در استان بوشهر با هدف احداث تاسیسات نفتی و گازی پارس شمالی

جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۸۷

مهندس محمد درویش یک عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور در باره اهمیت درخت ها و درختچه های جنوب ایران گفت,گیاهان سواحل خلیج فارس غالبأ انحصاری ایران بوده و در صورت تخریب هرگز احیاء مجدد نخواهند شد.

مهندس محمد درویش در واکنش به خبر تخریب هزاران هکتار از جنگل های کهور و کنار در استان بوشهر با هدف احداث تاسیسات نفتی و گازی پارس شمالی با بیان این مطلب که بیشتر این گونه ها، صرفاً در مناطق و سواحل رویشی خلیج فارس وجود دارند و فقط در شرایط اقلیمی و جغرافیایی ایران رشد می کنند تاکید کرد: « این درختان، همانند یک نسخه خطی یگانه مطرح هستند و توان کپی و چاپ کردن آنها وجود ندارد ؛ بنابراین ذکر این نکته که ۵ درصد بیشتر تراکم ندارند و می شود در آن مکان تاسیست نفت و گاز احداث کرد، منطقی نبوده و از ابعاد فاجعه و اهمیت موضوع نمی کاهد.  »

او درباره امتیاز ایران به خاطر دارا بودن این گونه ها گفت:  « درختان فوق که در سواحل خلیج فارس رشد می کنند ، جزء امتیازات تنوع زیستی ایران محسوب می شوند.  »

باید یادآور شوم که: « در موارد مشابه در کشورهای دیگر ، هنگامی که بحث «تنوع زیستی» به میان می آید، هر اولویتی در مرحله بعد از آن قرار می گیرد. به این صورت که اگر قرار است در نقطه ای نفت اکتشاف شود، نباید منجر به قطع حتی یک درخت شود. این موردی است که در دولت جمهوری اسلامی از هیچ اهمیتی بر خوردار نیست.
با بیاد اوردن  تجربه تلخ  عسلویه  به عنوان یک پروژه آسیب رسان به جنگل های جنوب باید بگویم که در حال حاضر  در اثر احداث و راه اندازی تاسیسات عسلویه، رویشگاه پارک ملی نای بند به شدت آسیب دیده است ؛ چنانچه در سال ۱۳۸۵ ، شاهد خشک شدن ۳۰ درصد از جنگل های مانگرو در پارک ملی نای بند بودیم که حتی اجساد فلامینگوها و دیگر پرندگان دریایی در آن مکان، خشک شده و پراکنده بود. از سوی دیگر پساب آلوده این تاسیسات (عسلویه) بدون هیچ تمهید زیست محیطی وارد خور «نای بند» می شود و چون با احداث جاده، خور را پر کرده اند جریان آب شور  و شیرین قطع شده و باعث تخریب شدید مانگروها شده است.  »
به نظر من عمده ترین مشکل منابع طبیعی و محیط زیست کشور  ضعف اجرایی و علمی متولیان این دو بخش می باشد  و   باید از بی تفاوتی مسئولان در برابر تخلفات زیست محیطی اظهار تاسف کرد و از عدم واکنش و سکوت سازمان حفاظت محیط زیست کشور در برابر قطع درختان در گیلان ، به عنوان یکی از این نمونه ها یاد کرد البته همه اینها یاد اور تلخی سیاست های ضد مردمی و ضد رفاه مردمی با از بین بردن محیط زیست مردم و منابع طبیعی و ملی این خاک و بوم می باشد که دنباله ای است از کشتار نا محسوس مردم و هر آنچه متعلق به مردم این مرز و بوم است مثل همه این درختان قطع شده.

واقعأ تاسف بار است سکوت در مقابل این عمل.اگر خود را از خون کورش بزرگ هخامنشی می دانید و متعلق به این سرزمین پس با انتشار این خبر اعتراض خود را نشان دهید.

مرگ بر جمهوری اسلامی پاینده باد ایران اریایی

پیشنهاد بهره برداری و ساخت یک مرز تولید انرژی هسته ای در خلیج فارس بأتفاق اعراب بوسیله جمهوری اسلامی بمعنای تشکیل یک امپراتوری اسلامی در دنیاست

شنبه, ۲۳ آذر ۱۳۸۷

۱دسامبر. تهران

آقای غلامرضا اقا زاده وزیر انرژی جمهوری اسلامی در طی یک کنفرانس در مورد انرژی پیشنهاد بهره برداری و ساخت یک نیروگاه هسته ای در خلیج فارس بأتفاق کشورهای عرب همسایه را بدون هیچ گونه جزئیات را مطرح کرد.برای خواندن گزارش کامل اینجا کلیک کنید..

این پیشنهاد را باید از چند جنبه مختلف بررسی کرد.اول اینکه این پیشنهاد شروع زمزمه هایی مبنی بر تشکیل یک حکومت واحد اسلامی در دنیا میباشد یعنی همان هدفی که اخوندها بر اساس دستورات اسلام سالهاست ارزوی انرا در سر دارند و در شرایط کنونی فرصت خوبیست برای مطرح کردت ان بطور غیر مستقیم به بهانه تولید انرژی هسته ای واحد.

و البته اگر روزی این اتفاق خدای ناکرده بافتد اعراب باید بدانند که عمامه بسرهای ایرانی بسیار زیرک تر از آنی هستند که اجازه حکمرانی و مشارکت در امور این امپراتوری را به انها بدهند . چه دنیایی مشود دنیای متشکل از امپراتوری اسلامی اعراب متحد و در گوشه دیگر امپراتوری یوروپای متحد و در گوشه دیگر آمریکای ابر قدرت.

دوم انکه این پیشنهاد باردیگر به هدف سردرگمی جامه بین المللی, فریبی بیش نیست برای کشورهای ساده اندیشی که هنوز به  ضد مردمی بودن فعالیتهای هسته جمهوری اسلامی شک دارند یعنی بنوعی با این پیشنهاد هدف خود را غیر از بمب اتمی اظهار میدارند و این حسن نیت دروغی کفه ترازو را با ساده باوری یکسری از دولتهای جهان سومی بسوی خود سنگینتر میکنند.

سوم انکه شاید باید این قضیه را جدی گرفت با توجه به پیشنهاد آمریکا به امارات در همین زمینه فقط چند روز پس از پیشنهاد جمهوری اسلامی به اعراب که نشانگر انست که امریکا تمایلی به ریسک کردن و باختن در این میدان را ندارد.

پاینده باد ایران آریایی جاودان .مرده باد آخوند عرب صفت

اعلام خودکفائی در تولید گندم در ۲ سال گذشته یک دروغ و کلاه برداری بزرگ سیاسی دیگر بوده است

چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۸۷

اعلام خود کفایی گندم در دو سال گذشته و در حالی که هم اکنون در سکوی سوم کشورهای وارد کننده گندم دنیا قرار داریم، یک دروغ کثیف دیگراز طرف دولت احمدی نژاد بوده است.در مصاحبه ای که یکی از همکاران ما با یکی از محققان برجسته داخل کشور در این زمینه داشته این محقق اظهار داشت : در آن سال در آمار و ارقامی که از تولید گندم ارایه شد، شبهاتی وجود داشت. بالا رفتن اندک تولید گندم باعث شد که جشن خودکفایی گندم در کشور برپا شود در حالی که هم اکنون نیز به در تولید گندم به مرحله خودکفایی نرسیده ایم.
وی با اشاره به دو مرحله خودپسندیدگی و خودکفایی در  تولید گندم افزود: مرحله خودپسندیدگی مرحله ای است که در آن میزان تولید به اندازه میزان مصرف باشد و در مرحله خود کفایی میزان تولید بیشتر از میزان مصرف است. ما در حال حاضر همچنان وارد کننده هستیم و به هیچ یک از این مراحل نرسیده ایم.
ایشان تصریح کردند: اعلام  خودکفا شدن در تولید گندم کاملایک دروغ سیاسی است چرا که آمار های ما درست نیست. ازسوی دیگر ما حتی اعلام کردیم که در برنج خودکفا شده ایم اما تنها ۲ میلیون تن در کشور برنج تولید می شود و باز هم یک میلیون تن وارد می کنیم. ریشه این تولید کم برنج را می توان در وارد نشدن افراد تحصیل کرده به زمین های زراعی جستجو کرد.
اگر طرح برنج کاری در اختیار کارشناسان قرار گیرد، در عرض دو سال ایران از وارد کردن برنج بی نیاز خواهد شد. اما این طرح تاکنون پذیرفته نشده و اصولا در ایران افراد غیرمتخصص در جایگاه کارشناسی قرار دارند که بزرگترین ضربه را به کشاورزی ایران وارد کرده اند.

پاینده ایران آریایی

هشدار جدی یک گروه تحقیقاتی در مورد آلودگی شدید آب و خاک زراعی در شمال کشور

چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۸۷

بر اساس تحقیقات یک گروه کارشناسی کشاورزی به سر پرستی یکی از استادان زبده دانشگاه مازندران خاکهای زمین های زراعی شمال کشور به دلیل استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی ازته تنها تا ۱۰ یا ۲۰ سال اینده حاصلخیز خواهند بود.

این تحقیق نشان میدهد که منشا به وجود آمدن خاک شمال کشور از آبرفت های رشته کوه های البرز است که این آبرفتها، دشت های حاصلخیزی را ایجاد کردند. خاک اسیدی شمال تا ۴۰ سال قبل بهترین خاک برای گشت برنج بود. اما در چند سال گذشته با اضافه کردن ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلی گرم کود شیمیایی ازته، این خاک دیگر حاصلخیزی خود را از دست داده است.
این کودهای شیمیایی به اعماق خاک و سفره آب های زیرزمینی نفوذ کرده و تمام آب های زیرزمینی و چاه ها را آلوده کرده است.
این تخقیق با اشاره به افزایش بسیار زیاد کلسیم و منیزیم در خاک های استان های شمالی به ویژه مازندران و گیلان نشان میدهد که این عناصر جزء عناصر سنگین هستند و از طریق قارچ کش ها و کودهای شیمیایی به خاک وارد شده اند. وجود این عناصر، حاصلخیزی خاک را کاهش داده است و به صورتی که تا چند سال آینده در شمال کشور خاک حاصلخیزی نخواهیم داشت. زیرا خاک کلیه مناطق شمال از لحاظ شیمیایی آلوده است.
نتایج تخقیقات این این گروه کارشناس زراعت و اکولوژی تصریح می کند: هزار سال طول می کشد تا ۲۰ سانتی متر خاک تولید شود اما متاسفانه این خاک چند هزار ساله را ما در ۲۰ سال نابود کرده ایم و با فرسایش آبی و بارندگی های فراوان، خاک زراعتی و قابل بهره برداری شمال به شدت کاهش یافته است.
این گروه تخقیقاتی هشدار می دهد: اگر روند رو به افزایش کشت های غیر اصولی کنترل نشود و کشت ممتد صورت گیرد دیگر خاکی برای کشاورزی باقی نمی ماند. قابل توجه مسئولان وقت وزارت جهاد کشاورزی رژیم.

در قسمت دیگری از این گزارش تحقیقاتی به الودگی شدید سفره های اب زیرزمینی در این مناطق اشاره شده و گفته شده از ۲۵۰ آب نمونه برداری و ازمایش شده در ۱۸۰ نمونه میزان نیترات از حد بحرانی اعلام شده توسط سازمان بهداشت جهانی بسیار بالاتر است و آب سمی است.این گروه می افزاید> هم اکنون برخی از شهروندان، بدون آنکه بدانند سموم وارده شده به سفره آب های زیر زمینی باعث بروز سرطان و اختلال در کار بدن می شود، آب مصرفی و آشامیدنی خود را از چشمه ها تهیه می کنند.قابل توجه مسئولان نا محترم.

پاینده ایران

.

چه کسی باید جوابگو باشد,حتی وزیر بهداشت هم حاضر به نوشیدن آب آشامیدنی نشد

دوشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۸۷

در هفته گذشته یکبار دیگر شاهد یک فاجعه دیگر بر اثر نالایقی مسئولان حکومتی بودیم که نشانگر بی لیا قتی و نا کارایی و فقدان ارزشهای اخلاقی و بشری بودن مسئولان حکومتی است.

دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در آیین گرامیداشت روز دانشجو در سالن شهدای دانشگاه علوم پزشکی جندی ‌شاپور اهواز بعد از اصرار تعدادی از دانشجویان این دانشگاه مبنی برخوردن مقداری از آب اهواز و اظهار نظر خود در خصوص کیفیت آن، از خوردن آب امتناع کرد .

بنا بر این گزارش ، وزیر بهداشت در برابر اصرار دانشجویان در خصوص کیفیت نامطلوب آب اهواز گفت :قبول داریم که کیفیت آب اهواز پایین است ، گزارش آن را نیز داده ایم و در این خصوص با وزرات نیرو نیز صحبتهایی شده است .

وی با بیان اینکه بارندگی اخیر باعث افزایش کیفیت آب شهر اهواز شده است اذعان داشت : بارندگی اخیر ۳۰ درصد از سختی آب را کاسته و امیدواریم با ذخیره سازی نیز این مشکل برطرف شود .

دبیرشورای عالی سلامت و امنیت غذایی کشور به وقوع خشکسالی در کشور و تاثیر نامطلوب آن در شهر اهواز اشاره کرد و گفت : خشکسالی در سال زراعی قبل باعث شد تا مخازن آبی شهر که قابل شرب بودند ، تا حدود ۷۰ درصد کاهش پیدا کنند.

وی تاکید کرد : تاکنون با مراقبتهایی که انجام شده، ما هیچ گونه علامت و نشانه بیماری و آلودگی میکروبی را در آب اهواز مشاهده نکردیم .

وزیر بهداشت در جمع بیش از ۳۰۰ دانشجوی دانشگاه های اهواز تصریح کرد : شهر بصره که در جوار استان خوزستان قرار دارد ، براساس آمار تعداد زیادی از مردم آن در اثر وبا جان باختند ولی در استان خوزستان یک مورد بیماری وبا نیز دیده نشد که این نشان دهنده سلامت آب این شهر است .

وی که به دعوت انجمن اسلامی مستقل دانشجویان مستقل دانشگاه های استان خوزستان به سئوالات شفاهی دانشجویان پاسخ می گفت ، در برابر سئوال یک دانشجو، در مورد دارایی های صادق محصولی وزیر کشور و تناقص معرفی این وزیر با شعار عدالت خواهی رییس جمهوربدون نام بردن از شخصی گفت : در نیمه دهه ۷۰ شاهد بودیم که برخی از افراد با گرفتن مناصب ، دیگران را از کار خود بیرون انداختند ، کاری کردند تا این افراد استعفا بدهند ، این افراد که از مسئولیت ها حذف شدند دنبال کسب و کار رفتند و توانستند از این طریق درآمد کسب کنند .

وی افزود : بهتر است به جای این مسایل ، به فکر این باشیم که در حال حاضر از مهمترین اقدامات پیش روی وزیر کشور برگزاری انتخابات است .

در مطلب چند نکته قابل توجه بچشم می خورد که باعث تاسف می باشد و نیاز به رسیدگی فوری دارد.اولین مورد انکه وزیر مربوطه متوجه نیست که مسئول جان مردم بخت زده این مرز و بوم است و براحتی اذعان میکند که در این رابطه با وزارت نیرو صحبت شده و ایشان امیدوار هستند که در اینده مشکل بر طرف بشود و اگر نشد چه؟ چند نفر انسان بی گناه باید بر اثر الودگی اب اشامیدنی از دنیا بروند تا ایشان به اهمیت قضیه پی ببرند؟

نکته دوم انکه ایشان در بخش دیگری از سخنان خود به شهر بصره و میزان مرگ و میر در ان شهر به همان علت اشاره میکنند و انکه هنوز هیچ اثری از الودگی در شهر مربوطه مشاهده نشده.نکته انکه ایا منظور اینست که ابتدا باید منتظر شد تا تعدادی بمیرند و بعد یک فکری کرد؟بواقع میتوان دید که در جمهوری اسلامی همه مسئولان انتخابی بوئی از انسانیت و ارزش قائل بودن برای جان همنوع نبورده اند که البته این با اهداف جمهوری اسلامی در توافق کامل است.

نکته سوم انکه یکبار دیگر خصوصیت برجسته اخوندی یعنی دروغگوئی در این سخن بچشم می خورد>هنوز هیچ گونه علامت و نشانه بیماری و آلودگی میکروبی را در آب اهواز مشاهده نکردیم .چطور میتوان باور کرد؟؟؟این نشاندهنده انست که اب مربوطه سالم و فاقد الودگیست و اگر اینطور است پس چرا خود حاضر به نوشیدن ان نشدید.این موضوع من را بیاد یک مورد مشابه در استان بوشهر می اندازد که تعدادی دانشجو به اداره اب و فاظلاب استان مراجعه کرده و از کیفیت زیر حد استاندارد اب اشامیدنی شکایت کردند ولی با جوابی مشابه روبرو شدند و وقتی در خواست ورود به مرکز تصفیه و نمونه برداری به جهت ازمایش را کردند با خشونت به بیرون رانده شدند و تهدید به پی گیری و شکایت سازمان برای اغتشاش واختلال در امور و مراکز دولتی گردیدند.و البته داستان هنوز تمام نشده و بزودی از این دانشجویان دلیر بیشتر خواهیم شنید.

و در بخش اخر که حرفی برای گفتن نیست.جمله پر معنای,, بهتر است به جای این مسایل ، به فکر این باشیم که در حال حاضر از مهمترین اقدامات پیش روی وزیر کشور برگزاری انتخابات است,, بطور واضح معرفی کننده گردانندگان این مملکت می باشد

در اخر اینکه اینهم نوع دیگری از کشتار است که بدون اعدام و محاکمه و بطور تدریجی و غیر مستقیم در حال انجام است

مرگ بر جمهوری اخوندی

بیش از یک هکتار از تفرجگاه چلمیردر آتش سوخت

یکشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۸۷

چند هفته ای از آتش سوزی تفرجگاه چلمیر می گذرد ولی هنوز هیچ واکنشی از سوی مسئولان ذیربط دیده نشده و حتی پوشش خبری و مطبواتی در مورد این فاجعه در حد صفر بوده و اینطور که بنظر میرسد قرار است این فاجعه از یادها برود و در کتاب خاطرات فجایع زیست محیطی بایگانی شود.براستی چه کسی باید جوابگو باشد.

بیش از یک هکتار از تفرجگاه چلمیر، یکی از مناسب‌ترین زیستگاه‌های گونه‌های منحصر‌به‌فرد پارک ملی تندوره، طی سه مرحله پیاپی با فاصله ۱۵ الی ۳۰ روز در آتش سوخت. این رخداد درست زمانی اتفاق افتاد که آقامیری مدیرکل محیط‌‌زیست استان خراسان رضوی چندی قبل، از حضور بیش از پنج‌ هزار بازدیدکننده در این منطقه طی تابستان گذشته و گسترش امکانات رفاهی در تندوره خبر داده بود.
این در حالی است که تفرجگاه چلمیر با وسعت کم خود در برگیرنده انواعی از گونه‌های جانوری شاخص منطقه مانند گربه پالاس، گربه وحشی، گربه جنگلی، پلنگ، گراز، سمور و برخی از انواع جوندگان، پرندگان و خزندگان است. تندوره تقریبا از دوران حکومت رضاخان و حتی پیش از آن به‌عنوان تفرجگاه و شکارگاه مورد توجه واقع شد و بعد از آن در دهه
۴۰ با تبدیل این منطقه به پارک ملی، تفرجگاه چلمیر نیز، درغالب پارک ملی مورد حفاظت قرار گرفت. اما طی چند سال گذشته با تضعیف قدرت گارد حفاظت محیط‌زیست، پارک ملی تندوره فرازونشیب‌های بسیاری را متحمل گردید.
سوء مدیریت موجود در مدریت پارک ملی، کاهش بیش از یک‌سوم جمعیت سمداران طی
۵-۴ سال اخیر و ایجاد تفرجگاه گسترده بدون در نظر گرفتن قوانین حاکم بر پارک‌های ملی و معیارهای اهداف تشکیل پارک‌ها که همانا آشنایی مردم با تنوع زیستی و حفاظت از تنوع زیستی است، ضربات مهیبی را بر بدنه این پارک وارد نمود. درگیری‌های بی‌تدبیر اداره کل حفاظت محیط‌‌زیست استان خراسان رضوی با مردم و شکارچیان بدون در نظر گرفتن عواقب ناگوار ناشی از آن از یک طرف و متاسفانه هماهنگی مدیریت سازمان حفاظت محیط‌‌زیست و هیات دولت در خصوص رویکردهای توسعه ناپایدار در مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط‌‌زیست از یک طرف و حرکت به سمت توسعه نامتوازن اقتصادی از طرف دیگر، منجر به ایجاد نابسامانی‌های شدیدی در حوزه مدیریت مناطق این سازمان شده است. متاسفانه ضعف علمی مدیران ارشد سازمان حفاظت محیط‌‌زیست با مقوله محیط‌‌زیست و عدم‌آگاهی آنها از تعاریف محیط‌‌زیست، حفاظت و توسعه پایدار موجب شده است بسیاری از مناطق چهارگانه به‌ویژه پارک‌های ملی هدف ساخت و ساز‌های عمرانی قرار گیرد. پارک ملی گلستان یعنی عروس طبیعت ایران و پارک ملی دریاچه ارومیه مهم‌ترین زیستگاه پرندگان مهاجر، پارک ملی نایبند تنها پارک ملی دریایی ایران و اثرات سوء توسعه نفت و گاز در آن، پارک ملی کویر کمربند بهشت ایران و باز هم اثرات سوء عملکرد وزارت نفت و مانورهای نظامی نیروهای مسلح، پارک ملی کلاه قاضی و جاده‌کشی‌های متعدد در آن، پارک ملی خجیر و سرخه حصار و اثرات سوء عملکرد وزارت جهاد کشاورزی و پادگان‌های نظامی و خطوط لوله نفت و گاز و ده‌ها مورد دیگر از این باب قابل تاملند.
این‌بار نیز ظاهرا طبق دستورات صادره از سازمان حفاظت محیط‌‌زیست و البته بی‌تدبیری اداره کل محیط‌‌زیست استان خراسان رضوی، پارک ملی تندوره نیز در غالب توسعه صنعت گردشگری از داخل سازمان حفاظت محیط‌‌زیست هدف قرار گرفت. واگذاری مستند بیش از
۲۸ هکتار از اراضی این پارک به مردم محلی که البته هم‌اکنون این وسعت اولیه به بیش از ۵۰ هکتار افزایش یافته است، آنهم در ناحیه‌ای که دارای بیشترین آمار متخلفان و متجاوزان به عرصه‌های طبیعی است در یک سو و نابودی تفرجگاه تقریبا یک صد ساله چلمیر، یکی از زیبا‌ترین و مناسب‌ترین زیستگاه‌های وحوش منطقه به بهانه توسعه صنعت گردشگری بدون در نظر گرفتن اصول حاکم بر طراحی این نوع پروژه‌ها و برنامه‌ریزی برای اجرای طرح‌هایی در جهت افزایش مشارکت آگاهانه مردم توسط مراجع با تجربه در این حیطه، عواملی هستند که آینده بهترین زیستگاه پلنگ ایرانی را با خطرات جدی و غیر قابل برگشتی مواجه نموده است.
مکان‌یابی نامناسب تفرجگاه توسعه‌یافته چلمیر(به‌جای منطقه حفاظت‌شده، پارک ملی) و عدم‌گزینش پیمانکاران مناسب در خصوص اجرای طرح‌های توریستی در منطقه موجب شده است که مسیر تفرجگاه در داخل پارک ملی به صورت غیر اصولی تعریض شود و در حین تعریض نیز بسیاری از ویژگی‌های منظرگاهی منطقه به همراه پوشش گیاهی و زیستگاه برخی گونه‌ها نابود شود. با این رویه دیری نخواهد پایید تا در داخل پارک ملی تندوره نیز مانند سایر پارک‌های ملی، جاده‌های آسفالته برای تردد راحت‌تر بازدیدکنندگان خودنمایی کند که در این صورت عملا فاتحه بهترین و زیبا‌ترین نقطه پارک ملی تندوره خوانده خواهد شد.

چه بسا این جاده نیز مانند جاده‌های موجود در سایر پارک‌ها از جمله جاده پارک ملی گلستان، منطقه زیبا و بکر تندوره را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم نکند. از طرفی بخش قابل توجهی از بهترین و سرسبزترین نقطه این تفرجگاه به همراه مراتع پیرامونی آن تنها در عرض تقریبا دو ماه، طی سه مرحله با بازه زمانی
۱۵ تا ۳۰ روز، با بی‌توجهی اداره کل محیط‌‌زیست استان خراسان رضوی در آتش سوخت. این در حالی بود که به‌رغم هشدارهای قبلی در مورد سوء مدیریت پارک ملی تندوره از سوی اداره کل حفاظت محیط‌‌زیست استان خراسان رضوی این فاجعه عظیم روی داد.
گزینش نامناسب شرکت‌های محلی برای مدیریت تفرجگاه و عدم‌آگاهی آنها در خصوص اهمیت زیستگاه‌ها، گونه‌های موجود در آنها و رفتارهای ناهنجار زیست‌محیطی موجب شده که تفرجگاه چلمیر به محلی برای دفن زباله‌های بازدید کنندگان تبدیل شود. ساختمان‌سازی‌های گسترده در این دره و لوله‌کشی آب زلال و بی‌نظیر چشمه چلمیر که روزگاری تامین کننده آب مورد نیاز گیاهان و وحوش منطقه در بالادست و آب زمین‌های کشاورزی در روستاهای پایین‌دست بوده است، امروز در نهایت شگفتی به سمت سرویس‌های بهداشتی تفرجگاه هدایت شده است. سر و صدای زیاد ناشی از حضور و رفت و آمد بازدیدکنندگان در این منطقه و عدم‌توجه به تاثیرات آن بر ویژگی‌های رفتاری گونه‌های موجود در این منطقه از پارک و دسترسی سهل‌الوصول به این منطقه نسبت به گذشته موجب شده است برخی از نامحرمان طبیعت و زخم‌خورده‌های بی‌تدبیری اداره کل حفاظت محیط‌‌زیست استان خراسان رضوی فضا را مناسب دیده و با بی‌خردی خویش بر دامان طبیعت آتش‌افروزی کنند، بدون اینکه متوجه عواقب ناشی از آن باشند. متاسفانه نتیجه اینها چیزی نبود جز نابودی بخش زیادی از تفرجگاه چلمیر، مراتع اطراف آن و مراتع حاشیه جاده تیوان.

چطور امکان دارد یک منطقه سرسبزی که از میان آن رودخانه نیز عبور می‌کند به این سادگی و در چنین حجمی دچار حریق شود؟ مطمئنا این چیزی نیست جز یک اقدام عمدی که در نتیجه عدم‌توجه به تامین امکانات حفاظتی مناسب و درخور برای گارد محیط‌‌زیست این منطقه (در حال حاضر این امکانات شامل یک دستگاه خودرو و تعداد بسیار محدودی موتور از رده خارج می‌باشد) صورت پذیرفته است. به راستی چه کسی باید جوابگوی این همه بی‌تدبیری و این همه نابسامانی در عملکرد سازمان حفاظت محیط‌‌زیست در پارک ملی تندوره باشد؟

متاسفانه چیزی که به‌وضوح امروز قابل رویت است آنکه سازمان محیط‌‌زیست یکی از بی‌برنامه‌ترین و ضعیف‌ترین بخش دولت بوده و هست و دیگر آنکه نحوه مدیریت تمامی مناطق چهارگانه تحت مدیریت این سازمان و شرایط حاکم بر آنها، گواه مستندی بر این مدعا به‌شمار می‌رود. تندوره یکی از بهترین زیستگاه‌های پلنگ ایرانی است، ‌گونه‌ای که امروز در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت در طبقه گونه‌های در خطر انقراض قرار گرفته است و شاید همین فردا سرنوشت شومی همچون سرنوشت یوزپلنگ ایرانی را پیدا کند.

بسی واضح است که این خاک و سرزمین,آب و خاک اجدادی آخوند حاکم بر این مملکت نیست, پس حفاظت از این خاک بماند برای ما که فرزاندان پاک این خاک و أبا و اجدادیم.

مرگ بر اخوند بی نسب

مرگ کودکان تهرانی بر اثر بی لیاقتی وناکارایی مسئولان حکومتی

یکشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۸۷

یکبار دیگر شاهد یک فاجعه اسفبار هستیم که نشانه ناکارایی مسئولان است و یکبار دیگر شاهد سکوت این مسئولان سنگدل میباشیم.

یک روایت غیر رسمی می‌گوید در ۱۵ سال گذشته امکان ابتلای کودکان تهرانی به سرطان خون دست کم سه برابر افزایش یافته‌است.

این آمار دهشتبار که منابع رسمی ترجیح می‌دهند درباره آن سکوت کنند، عمدتا با بررسی شمار مراجعان به ۲بیمارستان تخصصی ویژه همین موضوع در تهران و نیز موسسه خیریه‌ای که به صورت متمرکز در همین زمینه فعالیت می‌کند، کشف شده‌است.

چرا باید تعداد کودکان سرطانی در تهران افزایش یابد؟ پاسخ ساده‌است؛ وجود آلاینده‌ها. چرا بزرگسالان را مبتلا نمی‌کند؟ موضوع مرتبط است با وضعیت اقلیمی خاص تهران و نیز این نکته که کودکان تهرانی غالبا ناچارند در بدترین ساعت روز (از نظر غلظت آلاینده‌های سنگین) به مدرسه بروند و عمده آلودگی هوای تهران نیز در ساعات اولیه صبح ماه‌های سرد سال رخ می‌دهد.

وقوع وارونگی دما باعث می‌شود بین ساعت ۷ تا ۹ صبح آلاینده‌های خروجی از اگزوز خودروها حالت بالارونده نداشته و در ارتفاع ۵/۱متر متراکم بماند و این ساعتی است که والدین و کودکان برای رفتن به محل کار و مدرسه با هم از خانه خارج می‌شوند و کودک در این قشر سنگین آلاینده‌ها تنفس می‌کند و به ناچار ذرات مرگبار را به داخل ریه خود می‌فرستد؛ در حالی که والدین قدی بلندتر دارند و در هوایی سالم‌تر تنفس می‌کنند.

از ساعت ۹ صبح به بعد که بچه‌ها با ریه‌هایی انباشته از ذرات سرطان‌زا به مدرسه رسیده‌اند، سطح زمین به‌تدریج گرم‌ شده و جریان بالارونده هوا آغاز شده است. دیگر بزرگسالانی که از این ساعت به بعد از خانه خارج می‌شوند نیز طبیعتا کمتر از دیگر رهگذران سحر خیز در معرض تنفس هوای آلوده هستند. چاره چیست؟

یا بچه‌ها باید دیرتر به مدرسه بروند یا والدینی‌که خودروی‌شان در آن هوای ساکن، انواع ذرات آلاینده را در ارتفاعی هم‌قد کودکان تلنبار می‌کند،باید دیرتر بر سر کار خود حاضر شوند.

مشکل این است که همه با هم در بدترین ساعت وقوع وارونگی دما از خانه خارج می‌شوند، ترافیک گره می‌خورد، در ترافیک متراکم، هوا آلوده‌تر می‌شود و سهم عمده‌ این آلودگی به کودکان می‌رسد. اگر ساعت آغاز کار ادارات، اصناف، مدارس، بانک‌ها و… متفاوت باشد، بسیاری از معابر قبل از گره خوردگی فرصت تخلیه و باز شدن پیدا می‌کند، بخشی از ترافیک به قبل و بعد از وقوع بیشترین شدت وارونگی دما منتقل می‌شود و البته … شلیک به ریه‌های کودکان کاهش می‌یابد.

چند باری تلاش شده طرح‌هایی در این‌خصوص اجرا شود، اما نظم عادی رفت و آمد تعدادی از والدین محترم با اجرای هر طرح مختل شده و بنابراین…. بله بنابراین قرار شده‌است که فعلا ریه‌کودکان همچنان آماج ذرات سرطان‌زا باشد؛ همچنان که بوده ‌است و چنانکه هست و چنانکه خواهد بود.

تهران اولین شهری نیست در دنیا که دچار چنین مشکلی است ولی اولین شهری است که مسئولان  ان ارزشی برای جان انسانها قائل نیستند که البته در یک حکومت اسلامی این جای هیچگونه تعجبی ندارد. فکر میکنم این قضیه با دخالت مسئولان به سادگی قابل رفع باشد ولی متاسفانه پزشکان و مسئولان گرامی از ترس ازدست دادن پست و مقام خود جرأت انتشار آمار را ندارند و این نشان دهنده انست که تن انها هم به تن اخوندهای خونخار خورده.

مرگ بر اخوند خونخوار

سی و سپل اصفهان در معرض تخریب

یکشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۸۷

در حالی که مساله تخلف آشکار مدیران قطار شهری و شهرداری اصفهان برای عبور تونل مترو از زیر خیابان چهارباغ عباسی اصفهان لاینحل مانده و علیرغم نظرات صریح کارشناسان و همچنین دستور شورای عالی ترافیک کشور و بازپرس شعبه ۵ دادگستری اصفهان مبنی بر عبور نکردن مترو از زیر چهار باغ عباسی بدلیل اظهارات ضد و نقیض مدیران قطار شهری ، شهرداری و اعضای شورای شهر، نگرانی های بسیاری در خصوص سرنوشت مجموعه آثار تاریخی خیابان چهار باغ عباسی وجود دارد صبح امروز شهروندان اصفهانی شاهد تاسیسات گمانه زنی در فاصله ای کمتر از ۴۰ متری سی و سه پل بودند.بنا بر اظهارات کارشناسان میراث فرهنگی بدلیل بافت خاص سی و سه پل حداقل فاصله لازم برای در امان ماندن این بنای بی نظیر جهانی از لرزش های حاصل از عبور مترو بین ۱۵۰ متر تا بیش از ۴۰۰ متر است و وجود تاسیسات گمانه زنی در فاصله ای کمتر از ۴۰ متر این نگرانی را بوجود آورده که مسئولان فظار شهری اصفهان قصد دارند همچون گذشته خودسرانه و بی توجه به نظر کارشناسان تونل مترو را از نزدیکترین فاصله به سی و سه پل عبور دهند.بدین ترتیب مشخص می گردد که مسئولان نا لایق هدفی جز تخریب تنها بازماندهای تاریخی و فرهنگی را ندارند.

مرگ بر جمهوری اسلامی درود ایران آریایی