بایگانی برای ‘درد و دل’ دسته

روزبه فراهانی پور یکی‌ از همرزمان ما و لیدرهای حزب مرزپرگهر بطور مخفیانه وارد ایران شد

یکشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۸۸

روزبه فراهانی پور یکی‌ از همرزمان ما و و لیدرهای حزب مرزپرگهر

بطور مخفیانه وارد ایران شد. هدف او از بازگشتن به ایران در این شرایط بحرانی،تدارک و برگزاری تظاهرات ۱۸ تیر می‌باشد. ناگفته نماند که دولت جمهوری اسلامی حکم اعدام او را در رابطه با تظاهرات‌های ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ صادر کرده بود.با توجه به این مطلب هر لحظه احتمال دستگیری و اعدام او می‌باشد.پس بیائید با هم برای موفقیت و سلامتیش به درگاه پروردگار ایران زمین دعا کنیم.

برای دیدن منبع خبر اینجا کلیک کن

احمدی نژاد: کارهایی که ما کرده ایم قابل قیاس با هخامنشیان و ساسانیان نیست!

یکشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۸۸

حمدی نژاد: کارهایی که ما کرده ایم قابل قیاس با هخامنشیان و ساسانیان نیست!

سایت عصر ایران در تهران: “محمود احمدی نژاد ” رییس جمهوری امروز شنبه کارهای صورت گرفته در مقطع سی ساله پس از پیروزی انقلاب اسلامی را در تاریخ ایران زمین بی سابقه خواند و گفت: دو مقطع سازندگی در زمان هخامنشیان و ساسانیان و یک مقطع هم در زمان صفویان در ایران داشته ایم اما در این ۳۰ سال کارهایی صورت گرفته است که قابل قیاس با هیچ کدام از آن مقاطع نیست.

به گزارش واحد مرکزی خبر، احمدی نژاد در مراسم گرامیداشت روز صنعت و معدن با ستایش از عملکرد جامعه صنعتی و معدنی کشور افزود: در مقاطعی که به آنها اشاره کردم در تاریخ ایران کارهای بسیاری صورت گرفت و در آن زمان به نوعی ایران حرف اصلی را می زد، اما در این سی سال کارهای انجام شده قابل مقایسه با آن مقاطع درخشان نیست و بسیار گسترده تر است.

به فکر پوشش تصویری ۱۸ تیر باشید

یکشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۸۸

باید برای پوشش تصویری و خبری راهپیمایی ۱۸ تیر فکری بکنیم، اکثر عکسهای وقایع دو هفته اول اعتراض‌ها توسط خبرگزاری خارجی گرفته شدن، به علت اخراج خبرنگارها بسیار انگشت‌شمار هستن و به همین علت بسیاری از جنایات و خونریزی‌های روزهای آخر اصلن پوشش داده نشدن. برای پوشش خبری راهپیمایی ۱۸ تیر باید خود مردم دست به کار بشن. عکاسی گاه و بیگاه با موبایل فایده‌ای نداره، باید چندین نفر با دوربین حرفه‌ای تنها به منظور پوشش خبری در خیابونها حاضر بشن نه حضور در صف مردم معترض. از کسانی که دوربین خوب و تجربه‌ی عکاسی حرفه‌ای دارن میخوام به این موضوع بیشتر فکر کنن شما هم اگر بین آشناهاتون کسی رو میشناسین دست رو دست نذارین. اینجا دیگه نه خبرگزاری‌های داخلی به دادمون میرسن نه خارجی‌ها امکانش رو دارن.

پیشنهاد بی شرمانه اعراب ؛ خلیج مجعول یا خلیج بنویسید تا به ایران بیاییم!

شنبه, ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸

کمیته عربستانی سرپرستی، نظارتی و هماهنگی فدراسیون همبستگی کشورهای اسلامی (ISSF)، در شرایطی روز گذشته با مسئولان دستگاه ورزش ایران و ستاد برگزاری دومین دوره بازی‌های کشورهای اسلامی دیدار کرد که در بر دارنده پیغامی محرمانه برای مسئولان ورزش ایران بود که لحنی کاملاً تهدیدآمیز داشت؛ پیغامی که فضای ساختمان سئول سازمان تربیت بدنی را عصر دیروز ملتهب‏تر از هر زمان ساخت.

به گزارش «تابناک»، بشیر طرابلسی، رئیس فدراسیون همبستگی کشورهای اسلامی به همراه محمد صالح قذدر (دبیرکل ISSF) و یازده از اعضای کمیته‌های هماهنگی، نظارتی، سرپرستی و پزشکی و دوپینگ پس از دیدار با معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی، با حضور در ستاد اجرایی بازی‌ها، از همه طبقات بازدید کرد و نخستین جلسه کاری خود را با حسن میرزاآقابیگ، دبیر اجرایی ستاد برگزار کردند. مهمترین موضوع دیروز که هیچ یک از حاضران در این نشست‏ها به آن اشاره نکردند، خواست همراه با تهدید کشورهای عربی از ایران بود که نشست‏های روز گذشته را به التهاب کشاند و باعث شد طرفین با تندی موضعگیری کنند.

بشیر طرابلسی با اشاره به خواست کشورهای عربی، مبنی بر اینکه نام خلیج مجعول (ع- ر -ب- ی) یا خلیج در همه بروشورها، تصاویر و نقشه‏های و پوسترها و همچنین مدال‏های بازی‌های کشورهای اسلامی نوشته شود، تأکید کرد این خواست مشترک کشورهای عربی است که به این فدراسیون اعلام شده تا به ستاد برگزاری این بازی‌ها در تهران ابلاغ شود.

با ابلاغ این خواست کشورهای عربی به مسئولان دستگاه ورزش کشورمان، طرف ایرانی به شدت به موضعگیری و مخالفت با این خواست پرداخت که باعث شد طرابلسی بخش دوم پیغام عرب‏ها را مبنی بر اینکه در صورت به‌کارگیری نام خلیج‏فارس، کشورهای عربی در بازی‌های تهران شرکت نخواهند کرد، ذکر نماید که بیان این موضوع باعث وارد آمدن شوک به مسئولان حاضر از کشورمان در این نشست شد.

در پی گروکشی غیراخلاقی عرب‏ها بر سر خلیج فارس که اوج رفتار غیراخلاقی کشورهای عربی برای وادار کردن ایران برای به رسمیت شناختن عنوان مجعول برای خلیج فارس است و با توجه به آن‌که انصراف کشورهای عربی به منزله انصراف قریب به اتفاق کشورهای اسلامی از حضور در این دوره از مسابقات است، عملاً برگزاری این بازی‌ها در ایران با این شرایط منتفی شد و تنها در صورت عقب‏نشینی کشورهای عربی، امکان میزبانی کشورمان همچنان پابرجا می‏ماند که وقوع این امر بعید به نظر می‌رسد.

مطمئناً واکنش قاطع ایران با مسأله ملی خلیج فارس و انصراف از میزبانی بازی‌های کشورهای اسلامی به خاطر این طرز برخورد توهین‌آمیز کشورهای عربی با میزبان ـ که به تحریک برخی کشورهای حاشیه خلیج‏فارس صورت پذیرفته ـ می‏تواند جدیت کشورمان را در حفظ نام خلیج‏فارس مشخص سازد ولی افسوس و دریغ از یک واکنش .

مرزپرگهر افشا می کند:برگزیده پرونده ی قتل های حکومتی: بخش دوم

جمعه, ۱۳ دی ۱۳۸۷

مرزپرگهر افشا می کند:برگزیده پرونده ی قتل های حکومتی: بخش دوم

فهرست الف
اسامی آمرین، مسئولین و عاملین قتل های حکومتی پاییز۱۳۷۷ خورشیدی (معروف به قتل های زنجیره ای)
بر مبنای مندرجات بخش های در دسترس پرونده ی متهمین قتل های حکومتی
لیست حاضر علاوه بر اسامی حقیقی اکثر عاملین قتل ها، در برگیرنده ی اسامی سازمانی و اداری آنان در درون وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است که معذلک به دلیل استفاده ی رسمی و طولانی مدت، این اسامی هم جزیی از هویت حقیقی، مستند و قابل تحقیق آن افراد محسوب می شوند. علاوه بر اسامی سازمانی، در پرونده های اولیه ی بازجویی این افراد در سازمان قضایی نیروهای مسلح، به توصیه ی حجت الاسلام محّمد نیازی مسئول رسیدگی به پرونده ی قتل ها در مقام دادستان نظامی تهران تا سال ۱۳۷۸،همه ی متهمین از اسامی و مشخصّات ساختگی جدیدی استفاده نمودند که نظر به استفاده از برخی از اسناد اولیه، این اسامی ساختگی را نیز در کنار سایر اسامی قرار داده ایم که برخی ازاین اسامی قابل تطبیق با اسامی اصلی آنان نیز هستند.
اکثر عاملین قتل ها به دلیل اینکه در چهارچوب قوانین رژیم و به دستور مقامات مسئول وبه دنبال سالها ترور حکومتی اقدام به قتل یا معاونت و مباشرت در قتل نموده بودند خیلی زود آزاد شدند. دو متهم اصلی (مصطفی کاظمی و مهرداد عالیخانی) ظاهراً به محکومیت های طولانی محکوم شدند و سعید امامی نیز به عنوان آمر اصلی معرفی شده و به ظاهر در زندان خودکشی نمود.
در مجموع به دنبال دخالت سید علی خامنه ای رهبر منتخب مجلس خبرگان و توافق با سید محمّد خاتمی رییس جمهور وقت برنامه ی رسیدگی به قتل ها که عملاً به دنبال علنی شدن قتل ها در میان مردم به جریان افتاده بود به طورکامل مسکوت گذاشته شد و بخش اعظم پرونده ها نیز هرگز از اختیار مقامات مربوط خارج نگردید.
طی نه سال گذشته آمرین و مرتبطین با ماجرای قتل ها به مقامات بالای حکومتی ارتقاء یافته و گفته می شود که برخی از عاملین و کارشناسان ترورها با عمل جراحی پلاستیک به مشاغل اصلی و تروریستی خود در ایران و در خارج از کشور بازگشته اند.
بر اساس گزارش ۶ تن از زندانیان سیاسی زندان گوهر دشت (رجایی شهر کرج ) در تاریخ ۳۰/۰۷/۱۳۸۵،متهمین قتهای زنجیره ای از جمله سعید (مهرداد)عالی خانی مظفر تهرانی ( از ضاربین زهرا کاظمی ) و تعدادی دیگر همگی نقش فعال و گسترده در آزار و اذیت زندانیان سیاسی دارند.
پرونده ی سعید امامی در دسترس ما نیست و تنها اشاراتی که به او در سایر پرونده ها و اظهارات شده است گویای هیچ نقشی برای او نیستند و از این رو برای آگاهی از نقش سعید امامی لازم است که علاقه مندان در آینده به پرونده های مربوط به او دسترسی حاصل نمایند.
اشارات ما به نقش افراد در لیست ذیل در زمینه ی قتل های حکومتی، بر اساس اظهارات متهمین مربوطه در بازجویی های ۵/۱ ساله ی آن هاست و قطعاً دسترسی به سایر بخش های پرونده ها حقایق بی شمار دیگری را نمایان خواهد کرد.
حزب مرز پرگهر از انتشار نام همسران و فرزندان متهمین که بعضاً در گوشه وکنار پرونده ها دیده شده اند خود داری می نماید.
حزب مرزپرگهر از جوانان میهن پرست خشمگین می خواهد که به امید تشکیل دادگاه های ملی پس از براندازی جمهوری اسلامی از هرگونه اقدام و انتقام گیری شخصی به جز جمع آوری اسناد و اطلاعات بپرهیزند.
مرگ بر جمهوری اسلامی
پاینده ایران
حزب مرز پرگهر
کمیسیون تحقیقات و اسناد
زمستان ۱۳۸۷ خورشیدی

فهرست نام ها، مشخصات و نقش آنان در قتل ها:(آقا)

۱ – آیت الله سید علی حسینی خامنه ای
خامنه ایخامنه ای

فرزند سید جواد- متولد: ۲۴ تیر ماه سال ۱۳۱۸ در شهرستان مشهد – شماره شناسنامه ۱۳۵۷
شغل:رهبر منتخب مجلس خبرگان
تحصیلات: حوزوی
متهم به آمریت اصلی ، صدور فتوای شرعی قتل برای مقتولین و نیز جلوگیری از تشکیل دادگاه و رسیدگی قضایی.
طبق اظهارات متهمین فتوای شرعی قتل ها را صادر نموده و بعداً دستور خاتمه ی رسیدگی و بستن پرونده ها را داده است.
۲ –حجت الاسلام سید محمد خاتمی
خاتمیخاتمی

فرزند روح الله و سکینه - متولد:۲۱ مهرماه سال ۱۳۲۲در شهرستان اردکان با شناسنامه شماره ۱۵۳
شغل:رییس جمهور،رییس دولت و رییس شورای عالی امنیت ملی وقت
تحصیلات:لیسانس/حوزوی
متهم به داشتن مسئولیت نهایی وزارت خانه تحت امر خود،جلوگیری از تشکیل دادگاه،مختومه کردن پرونده ها وفریب بازماندگان مقتولین وگمراه کردن اذهان عمومی.
وی به عنوان رییس جمهور مسئول عملکرد قانونی و روال عادی جریان قتل ها در وزارت خانه ی اطلاعات تحت امر خود بوده است و به دنبال جلسه ای با سید علی(حسینی) خامنه ای در آذرماه سال ۱۳۷۹ در خاتمه ی روند رسیدگی و بستن پرونده ها دخالت مستقیم داشته است.

۳ – حجت الاسلام حاج شیخ قربانعلی(حسینعلی) درّی نجف آبادی (درّی، وزیر)

درّیدرّی

فرزند اسدالله - متولد آبان سال ۱۳۲۴ درشهرستان نجف آباد اصفهان
تحصیلات:حوزوی
شغل:وزیر اطلاعات وقت
متهم به آمریت مستقیم و رسمی قتل های “زنجیره ای” و انتخاب نام مقتولین برای ارتکاب جنایت بر مبنای اظهارات و شواهد مفصّل زیردستان او در وزارت اطلاعات.
درّی هم اکنون (دی ماه ۱۳۸۷/دسامبر ۲۰۰۸) دادستان کلّ کشور است.

۴ – سید مصطفی کاظمی مشهور به موسوی،موسوی شیرازی (نام سازمانی – اداری)
فرزند علی، متولد:سال ۱۳۳۸، شماره شناسنامه ۴۵۲
تحصیلات: دیپلمه ، متاهل، ساکن: تهران، فرمانیه
شغل:قائم مقام معاونت امنیت وزارت اطلاعات در دوران خاتمی و مدیر کلّ طرح و بررسی ، مسئول بولتن و ارزیابی، خط مشی وهدف گذاری.
کاظمی ۱۸سال سابقه ی عملیاتی و کاری داشته و در سابق وی مسئول اداره کل “التقاط” واجا و نیز مسئول اداره ی کل اطلاعات فارس بوده است.
متهم به آمریت در قتل ۴ نفر (فروهر، اسکندری، پوینده، مختاری)
حکم دادگاه: ۴ بار حبس ابد

۵ – مهرداد عالیخانی مشهور به صادق مهدوی، صادق، آقا صادق،سید صادق (نام سازمانی – اداری)
نام ساختگی در پرونده ی اولیه: جمال رضایی
نام های مورد استفاده کنونی وی در نقش بازجو،شکنجه گر و قاتل در زندان اوین: سعید(مهرداد)عالی خانی مظفر تهرانی
فرزند علی اصغر و مریم، متولد سال ۱۳۴۰ با شماره شناسنامه ۴۵۲۰۴ صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه – متاهل – ساکن تهران
شغل:رییس اداره ی چپ نو در وزارت اطلاعات - تاریخ استخدام در واجا: ۱۲/۸/۱۳۶۱
متهم به آمریت در قتل ۴ نفر (فروهر، اسکندری، پوینده، مختاری)
حکم دادگاه: ۴ بار حبس ابد

۶ – رضا گودرزی (گودرزی فر) مشهور به رضا روشن (نام سازمانی – اداری)
فرزند محمد علی، متولد سال ۱۳۴۶، شماره شناسنامه ۵۸۲ صادره از تهران
تحصیلات: لیسانسیه، متاهل
شغل:کارشناس اداره ی کل التقاط، پرسنل معاونت امنیت وزارت اطلاعات
متهم به مباشرت در قتل پوینده و مختاری

۷ – محمود حق وردی، مشهور به جعفر زاده (نام سازمانی- اداری)
متولد: سال۱۳۴۷
تحصیلات: دیپلمه، متاهل
شغل:پرسنل اداره ی عملیات امنیت وزارت اطلاعات
متهم به مباشرت در قتل داریوش فروهر

۸ – مصطفی نوروزی مشهور به جعفرزاده(نام سازمانی – اداری)
متولد:سال ۱۳۴۷
تحصیلات: دیپلمه – متاهل
شغل:پرسنل اداره ی عملیات امنیت وزارت اطلاعات
متهم به مباشرت در قتل پروانه اسکندری

۹ – مرتضی خازنی مشهور به حقانی (میر حقانی) (نام سازمانی – اداری)
فرزند ابوالقاسم ، متولد:سال ۱۳۳۷ ، شناسنامه ….. صادره از تهران
شغل:مدیر کل پشتیبانی عملیاتی معاونت اطلاعات مردمی وزارت اطلاعات، مسئول پیگیری کار اطلاعاتی روی عناصر فرهنگی از جمله کانون نویسندگان
متهم به معاونت در قتل مختاری و پوینده.

۱۰ – محمّد سرمدی، مشهور به عزیزپور (نام سازمانی – اداری)
نام ساختگی در پرونده های اولیه: عباس موّدی
فرزند اسماعیل، متولد: سال ۱۳۴۲، شناسنامه … صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه – متاهل
شغل:مسئول تیم اداره ی عملیات امنیت وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری

۱۱ – ایرج نجفی پور (نجفی) مشهور به ایرج آموزگار (نام سازمانی – اداری) (حاج امیر)
فرزند محمد(محمد حسین) متولد:سال ۱۳۴۳، شماره شناسنامه ۱۵۲۱۹، صادره از تهران
تلفن ۲۸۴۷۰۰۸
تحصیلات:سوم راهنمایی
شغل:پرسنل اداره چپ نو وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر- پروانه اسکندری و پوینده

۱۲ – رسول مشهور به رسولی و حمید رسولی (نام سازمانی – اداری)
کاتوزیانکاتوزیان

شغل:مدیر کل پشتیبانی عملیاتی معاونت امنیت وزارت اطلاعات
رسول کاتوزیان داماد آیت الله مجتهدی تهرانی می باشد
(رسول کاتوزیان داماد آیت‌الله مجتهدی تهرانی، در گفت‌وگو با فارس ۲۳ دی۱۳۸۶ ، با تأیید خبر فوت آیت‌الله مجتهدی تهرانی اظهار داشت: آیت‌الله مجتهدی در حوزه علمیه‌ خودشان به خاک سپرده خواهد شد).
متهم به مباشرت در قتل با عزیزپور و مصطفی کاظمی
وصل کردن عزیزپور برای همکاری در قتل ها به مصطفی کاظمی

۱۳ – ابولفضل کاند مشهور به مسلم (نام سازمانی- اداری)
نام ساختگی در پرونده ی اولیه: عبد الله اسدی
فرزند عباس، متولد: سال ۱۳۴۷، شماره شناسنامه ۳۲۰۱ ، صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه، متاهل
شغل:پرسنل اداره عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل پروانه اسکندری و داریوش فروهر

۱۴ – محمد حسین مرادی ، مشهور به اثنی عشر،محمّد اثنی عشری (نام سازمانی – اداری)
اسم ساختگی در پرونده های اولیه: محمد توکلی فرزند علی
فرزند نظر علی، متولد: سال ۱۳۴۴، شماره شناسنامه ۲۵۳۶ از تهران
تحصیلات: دیپلمه ، متاهل
شغل:پرسنل اداره ی عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر

۱۵ – علیرضا داودی باویل – مشهور به امیر اکبری (نام سازمانی – اداری)
فرزند احمد، متولد …، شماره شناسنامه ۳۱ صادره از تبریز
تحصیلات: لیسانسیه – متاهل
شغل:کارشناس معاونت امنیت واجا ، اداره چپ نو در وزارت اطلاعات

۱۶ – علی صفایی، مشهور به صفایی (نام سازمانی – اداری)
نام ساختگی در پرونده ی اولیه : محمد حسین فرزند جواد
فرزند نعمت الله، متولد: سال ۱۳۴۱ ، شماره شناسنامه ۲۱ ، صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه ، متاهل
شغل:پرسنل اداره عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل پروانه اسکندری

۱۷ – مرتضی عباسی، مشهور به فلاح (نام سازمانی- اداری)
نام ساختگی در پرونده های اولیه: امیر عابدی، حسین عابدی
فرزند ابراهیم، متولد: سال ۱۳۴۱، شماره شناسنامه ۱۲۶۵۴ صادره از تهران
شغل:پرسنل اداره ی عملیات مردمی وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری

۱۸ – مصطفی قربان زاده مشهور به هاشم و هاشمی (نام های سازمانی – اداری)
نام ساختگی در پرونده های اولیه: علی رحیمی
فرزند اسماعیل، متولد: سال ۱۳۴۰، شماره شناسنامه ۴۹۶، صادره از تهران
تحصیلات: دیپلمه – متاهل
شغل: پرسنل اداره عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری

۱۹ – علی احمدی، مشهور به ناظری (نام سازمانی – اداری)
نام مستعار در پرونده ی اولیه: امیر(امید) حمیدی
فرزند:خیر الله، متولد: سال ۱۳۴۸، شماره شناسنامه ۲۲۵۵۰ از تهران
تحصیلات: دیپلمه – متاهل
شغل:پرسنل اداره کل عملیات اطلاعات مردمی وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل مختاری و پوینده

۲۰ – اصغر اسکندری مشهور به سیاح و سیاحی(نام های سازمانی – اداری)
فرزند موسی، متولد: سال ۱۳۴۵، شماره شناسنامه ۸۲۲۵ صادره از تویسرکان
تحصیلات: دیپلمه ، متاهل
شغل:پرسنل اداره ی عملیات وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری و پوینده

۲۱ – خسرو براتی مشهور به سیامک(نام های سازمانی – اداری)
نامهای مستعار منصور براتی و نام خسرو براتی طرقی یا طوقی نیز در ارتباط با این فرد دیده شده است.
این فرد مسئول عملیات و راننده ی اتوبوس مربوط به توطئه ی قتل ۲۱ نفر از اعضای کانون نویسندگان از طریق به دره افکندن اتوبوس در سال ۱۳۷۵ بوده است اما کوچکترین اشاره ای به این عملیات در پرونده ها موجود نیست.
فرزند لطف الله و مریم ابولفضلی، متولد: سال ۱۳۴۲ ، شماره شناسنامه ۳۶۷۶ صادره از تهران.
شغل: راننده ی تاکسی و منبع وزارت اطلاعات (جاسوس)
آدرس او درسال ۱۳۷۷ که در پرونده مندرج است (!!):
تهران، خیابان پیروزی، خیابان شهید عباسقلی زاده، ۱۲ فروردین، کوچه دریائی، پلاک ۹، طبقه اول، تلفن ۳۱۳۹۶۰۸
متهم به معاونت در قتل داریوش فروهر، پروانه اسکندری، پوینده و مختاری

۲۲- سعید امامی معروف به اسلامی(نام های سازمانی – اداری)
سعید امامیسعید امامی

فرزند علی اکبر ، متولد: سال ۱۳۳۶، مشاره شناسنامه۴۹۴ صادره از شیراز
تحصیلات:لیسانسیه، متاهل،
شغل:مشاوره امنیت ملی وزارت اطلاعات
متهم به معاونت در قتل ها
وی به ظاهر در تاریخ ۲۹/۰۳/۱۳۷۸ خودکشی کرده و یا به قتل رسیده است.به هر حال نشانی قبر وی در بهشت زهرا قطعه ۷۳ ردیف۶۲ شماره ۶۰ واقع می باشد.

واژه نامک اسناد

اشاره های کوتاهی به تعدادی از اصطلاحات و واژه هایی که در متن پرونده ها مورد استفاده قرار گرفته اند
- اداره ی کلّ و اداره:بخش هایی از وزارت اطلاعات می باشند

.”اداره ی کل” بخش بزرگتر مسئول در یک مورد بزرگ (مثلاً اداره ی کل چپ) و “اداره” بخش کوچکتر آن است (مثلاً اداره ی چپ نو)

- التقاط:اصطلاح “التقاطی” از اویل انقلاب به دنبال اعلام نظر آیت الله منتظری در مورد نظرگاه سازمان مجاهدین خلق به آنها اطلاق گردید.مقامات جمهوری اسلامی بینش مجاهدین را مخلوطی از اسلام و مارکسیزم می دانستند و در زمان شاه نیز نظیر این اصطلاح جهت دار و منفی به شکل “مارکسیزم – اسلامی” در مورد این نظرگاه به کار می رفت.کلمه “التقاط” که در متن این اسناد زیر عنوان “اداره ی کل التقاط”به کار رفته است به معنای اداره ی متخصص در امور مجاهدین خلق در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است.

- پرسنل:بر گرفته از زبان انگلیسی و به معنای کارمندها،کارمند،عضو ویا اغضای حقوق بگیر و رسمی ادارات مربوطه به کار رفته است.

- پرینت کاری:فهرست رسمی وظایف هر کدام از کارمندان وزارت اطلاعات

- چپ نو:اصطلاح”چپ نو”را به چپ غیر توده ای و غیر سنتی(مائویست،چریک و…) گفته می شود.این اصطلاح پس از فروپاشی شوروی و پدید آمدن گرایش های گوناگون چپ مستقل پدید آمده است.هر چند که در سابق نیز به نوع متفاوتی از چپ در اروپا و آمریکا گفته می شد.

- حذف: یا “حذف فیزیکی” به معنای قتل مخالفین به کار رفته است.

- ربایش: به مفهوم ربودن و دزدیدن به معنای ربودن مخالفین،آدم ربایی به کار رفته است.

- سرباز گمنام امام زمان: به عنصر اطلاعاتی گفته می شود که به عنوان کارمند رسمی در استخدام وزارت اطلاعات باشد.

- سوژه:بر گرفته از زبان فرانسه،به مفهوم موضوع،مورد و در متن این اسناد به معنای افراد مورد تحقیق،تحت تعقیب یا هدف قتل به کار رفته است.

- سناریو:به مفهوم رایج فیلم نامه و در این اسناد به معنای ساختن یک گزارش دروغین است که برای منحرف کردن جریان دادرسی قضایی و یا فریب دادن مردم به کار می رود.

- کارشناس:در متن این اسناد،کارشناس به معنای مقام آگاه و متخصّص یک بخش از جمله به معنای متخصّص قتل(با کارد،طناب و…)به کار رفته است.

- کانون:یا کانونی ها ،صورت اختصاری عنوان “کانون نویسندگان”است.

- کفالت: ساده ترین نوع تضمین قضایی می باشد که تنها با تعهد و امضای فردی شناخنه شده متهم آزاد می گردد.

- کیس:بر گرفته از زبان انگلیسی،به مفهوم”مورد”مثلاً یک “کیس” قضایی، امنیتی یا … و در این اسناد به معنای مورد و برنامه کامل یک قتل یا یک سری قتل ها به کار رفته است.

-لائیک:در متن این اسناد “لائیک” اصطلاحی است که به کلیه ی نظرگاه های غیر اسلامی اشاره دارد.

- منافقین:از اوایل انقلاب، آیت الله خمینی و مقامات بالای نظام به منظور زدودن اصطلاح “مجاهد ” از نام سازمان “مجاهدین خلق” و ایجاد یک اصطلاح وتصویر جدید و منفی در مورد آنان از اصطلاح “منافق” و”منافقین”که بار منفی قرآنی دارد استفاده نمودند.

- منبع:در اصطلاح امنیتی در ایران “منبع” به معنای جاسوس نفوذی در یک جریان،در یک محیط و یا در ارتباط با فرد مورد نظر است.

- واجا: به مفهوم ومختصر شده رسمی عبارت”وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی”می باشد، در اصطلاح رایج به آن “واواک” و “ساواما” نیز گفته می شود.

وثیقه: یکی از تضمین های ساده قضایی است که با گرو گذاشتن سند ملکی متهم آزاد می گردد.

بخش دوم پایان

چه کسی باید جوابگو باشد,حتی وزیر بهداشت هم حاضر به نوشیدن آب آشامیدنی نشد

دوشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۸۷

در هفته گذشته یکبار دیگر شاهد یک فاجعه دیگر بر اثر نالایقی مسئولان حکومتی بودیم که نشانگر بی لیا قتی و نا کارایی و فقدان ارزشهای اخلاقی و بشری بودن مسئولان حکومتی است.

دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در آیین گرامیداشت روز دانشجو در سالن شهدای دانشگاه علوم پزشکی جندی ‌شاپور اهواز بعد از اصرار تعدادی از دانشجویان این دانشگاه مبنی برخوردن مقداری از آب اهواز و اظهار نظر خود در خصوص کیفیت آن، از خوردن آب امتناع کرد .

بنا بر این گزارش ، وزیر بهداشت در برابر اصرار دانشجویان در خصوص کیفیت نامطلوب آب اهواز گفت :قبول داریم که کیفیت آب اهواز پایین است ، گزارش آن را نیز داده ایم و در این خصوص با وزرات نیرو نیز صحبتهایی شده است .

وی با بیان اینکه بارندگی اخیر باعث افزایش کیفیت آب شهر اهواز شده است اذعان داشت : بارندگی اخیر ۳۰ درصد از سختی آب را کاسته و امیدواریم با ذخیره سازی نیز این مشکل برطرف شود .

دبیرشورای عالی سلامت و امنیت غذایی کشور به وقوع خشکسالی در کشور و تاثیر نامطلوب آن در شهر اهواز اشاره کرد و گفت : خشکسالی در سال زراعی قبل باعث شد تا مخازن آبی شهر که قابل شرب بودند ، تا حدود ۷۰ درصد کاهش پیدا کنند.

وی تاکید کرد : تاکنون با مراقبتهایی که انجام شده، ما هیچ گونه علامت و نشانه بیماری و آلودگی میکروبی را در آب اهواز مشاهده نکردیم .

وزیر بهداشت در جمع بیش از ۳۰۰ دانشجوی دانشگاه های اهواز تصریح کرد : شهر بصره که در جوار استان خوزستان قرار دارد ، براساس آمار تعداد زیادی از مردم آن در اثر وبا جان باختند ولی در استان خوزستان یک مورد بیماری وبا نیز دیده نشد که این نشان دهنده سلامت آب این شهر است .

وی که به دعوت انجمن اسلامی مستقل دانشجویان مستقل دانشگاه های استان خوزستان به سئوالات شفاهی دانشجویان پاسخ می گفت ، در برابر سئوال یک دانشجو، در مورد دارایی های صادق محصولی وزیر کشور و تناقص معرفی این وزیر با شعار عدالت خواهی رییس جمهوربدون نام بردن از شخصی گفت : در نیمه دهه ۷۰ شاهد بودیم که برخی از افراد با گرفتن مناصب ، دیگران را از کار خود بیرون انداختند ، کاری کردند تا این افراد استعفا بدهند ، این افراد که از مسئولیت ها حذف شدند دنبال کسب و کار رفتند و توانستند از این طریق درآمد کسب کنند .

وی افزود : بهتر است به جای این مسایل ، به فکر این باشیم که در حال حاضر از مهمترین اقدامات پیش روی وزیر کشور برگزاری انتخابات است .

در مطلب چند نکته قابل توجه بچشم می خورد که باعث تاسف می باشد و نیاز به رسیدگی فوری دارد.اولین مورد انکه وزیر مربوطه متوجه نیست که مسئول جان مردم بخت زده این مرز و بوم است و براحتی اذعان میکند که در این رابطه با وزارت نیرو صحبت شده و ایشان امیدوار هستند که در اینده مشکل بر طرف بشود و اگر نشد چه؟ چند نفر انسان بی گناه باید بر اثر الودگی اب اشامیدنی از دنیا بروند تا ایشان به اهمیت قضیه پی ببرند؟

نکته دوم انکه ایشان در بخش دیگری از سخنان خود به شهر بصره و میزان مرگ و میر در ان شهر به همان علت اشاره میکنند و انکه هنوز هیچ اثری از الودگی در شهر مربوطه مشاهده نشده.نکته انکه ایا منظور اینست که ابتدا باید منتظر شد تا تعدادی بمیرند و بعد یک فکری کرد؟بواقع میتوان دید که در جمهوری اسلامی همه مسئولان انتخابی بوئی از انسانیت و ارزش قائل بودن برای جان همنوع نبورده اند که البته این با اهداف جمهوری اسلامی در توافق کامل است.

نکته سوم انکه یکبار دیگر خصوصیت برجسته اخوندی یعنی دروغگوئی در این سخن بچشم می خورد>هنوز هیچ گونه علامت و نشانه بیماری و آلودگی میکروبی را در آب اهواز مشاهده نکردیم .چطور میتوان باور کرد؟؟؟این نشاندهنده انست که اب مربوطه سالم و فاقد الودگیست و اگر اینطور است پس چرا خود حاضر به نوشیدن ان نشدید.این موضوع من را بیاد یک مورد مشابه در استان بوشهر می اندازد که تعدادی دانشجو به اداره اب و فاظلاب استان مراجعه کرده و از کیفیت زیر حد استاندارد اب اشامیدنی شکایت کردند ولی با جوابی مشابه روبرو شدند و وقتی در خواست ورود به مرکز تصفیه و نمونه برداری به جهت ازمایش را کردند با خشونت به بیرون رانده شدند و تهدید به پی گیری و شکایت سازمان برای اغتشاش واختلال در امور و مراکز دولتی گردیدند.و البته داستان هنوز تمام نشده و بزودی از این دانشجویان دلیر بیشتر خواهیم شنید.

و در بخش اخر که حرفی برای گفتن نیست.جمله پر معنای,, بهتر است به جای این مسایل ، به فکر این باشیم که در حال حاضر از مهمترین اقدامات پیش روی وزیر کشور برگزاری انتخابات است,, بطور واضح معرفی کننده گردانندگان این مملکت می باشد

در اخر اینکه اینهم نوع دیگری از کشتار است که بدون اعدام و محاکمه و بطور تدریجی و غیر مستقیم در حال انجام است

مرگ بر جمهوری اخوندی

مرگ کودکان تهرانی بر اثر بی لیاقتی وناکارایی مسئولان حکومتی

یکشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۸۷

یکبار دیگر شاهد یک فاجعه اسفبار هستیم که نشانه ناکارایی مسئولان است و یکبار دیگر شاهد سکوت این مسئولان سنگدل میباشیم.

یک روایت غیر رسمی می‌گوید در ۱۵ سال گذشته امکان ابتلای کودکان تهرانی به سرطان خون دست کم سه برابر افزایش یافته‌است.

این آمار دهشتبار که منابع رسمی ترجیح می‌دهند درباره آن سکوت کنند، عمدتا با بررسی شمار مراجعان به ۲بیمارستان تخصصی ویژه همین موضوع در تهران و نیز موسسه خیریه‌ای که به صورت متمرکز در همین زمینه فعالیت می‌کند، کشف شده‌است.

چرا باید تعداد کودکان سرطانی در تهران افزایش یابد؟ پاسخ ساده‌است؛ وجود آلاینده‌ها. چرا بزرگسالان را مبتلا نمی‌کند؟ موضوع مرتبط است با وضعیت اقلیمی خاص تهران و نیز این نکته که کودکان تهرانی غالبا ناچارند در بدترین ساعت روز (از نظر غلظت آلاینده‌های سنگین) به مدرسه بروند و عمده آلودگی هوای تهران نیز در ساعات اولیه صبح ماه‌های سرد سال رخ می‌دهد.

وقوع وارونگی دما باعث می‌شود بین ساعت ۷ تا ۹ صبح آلاینده‌های خروجی از اگزوز خودروها حالت بالارونده نداشته و در ارتفاع ۵/۱متر متراکم بماند و این ساعتی است که والدین و کودکان برای رفتن به محل کار و مدرسه با هم از خانه خارج می‌شوند و کودک در این قشر سنگین آلاینده‌ها تنفس می‌کند و به ناچار ذرات مرگبار را به داخل ریه خود می‌فرستد؛ در حالی که والدین قدی بلندتر دارند و در هوایی سالم‌تر تنفس می‌کنند.

از ساعت ۹ صبح به بعد که بچه‌ها با ریه‌هایی انباشته از ذرات سرطان‌زا به مدرسه رسیده‌اند، سطح زمین به‌تدریج گرم‌ شده و جریان بالارونده هوا آغاز شده است. دیگر بزرگسالانی که از این ساعت به بعد از خانه خارج می‌شوند نیز طبیعتا کمتر از دیگر رهگذران سحر خیز در معرض تنفس هوای آلوده هستند. چاره چیست؟

یا بچه‌ها باید دیرتر به مدرسه بروند یا والدینی‌که خودروی‌شان در آن هوای ساکن، انواع ذرات آلاینده را در ارتفاعی هم‌قد کودکان تلنبار می‌کند،باید دیرتر بر سر کار خود حاضر شوند.

مشکل این است که همه با هم در بدترین ساعت وقوع وارونگی دما از خانه خارج می‌شوند، ترافیک گره می‌خورد، در ترافیک متراکم، هوا آلوده‌تر می‌شود و سهم عمده‌ این آلودگی به کودکان می‌رسد. اگر ساعت آغاز کار ادارات، اصناف، مدارس، بانک‌ها و… متفاوت باشد، بسیاری از معابر قبل از گره خوردگی فرصت تخلیه و باز شدن پیدا می‌کند، بخشی از ترافیک به قبل و بعد از وقوع بیشترین شدت وارونگی دما منتقل می‌شود و البته … شلیک به ریه‌های کودکان کاهش می‌یابد.

چند باری تلاش شده طرح‌هایی در این‌خصوص اجرا شود، اما نظم عادی رفت و آمد تعدادی از والدین محترم با اجرای هر طرح مختل شده و بنابراین…. بله بنابراین قرار شده‌است که فعلا ریه‌کودکان همچنان آماج ذرات سرطان‌زا باشد؛ همچنان که بوده ‌است و چنانکه هست و چنانکه خواهد بود.

تهران اولین شهری نیست در دنیا که دچار چنین مشکلی است ولی اولین شهری است که مسئولان  ان ارزشی برای جان انسانها قائل نیستند که البته در یک حکومت اسلامی این جای هیچگونه تعجبی ندارد. فکر میکنم این قضیه با دخالت مسئولان به سادگی قابل رفع باشد ولی متاسفانه پزشکان و مسئولان گرامی از ترس ازدست دادن پست و مقام خود جرأت انتشار آمار را ندارند و این نشان دهنده انست که تن انها هم به تن اخوندهای خونخار خورده.

مرگ بر اخوند خونخوار

آزادی

شنبه, ۹ آذر ۱۳۸۷

درود و سپاس خدای اسمانها و زمین خدای نیکی و راستی

بالاخره بلطف دوستان و همرزمان گرامی اقای بابک و روزبه من هم  بعد از چند سالی دوباره دست بکار شدم با این تفاوت که این دفعه بدون ترس و واهمه و با ازادی کامل و نه با یک اسم مستعار میتوانم تراوشات ذهنی و عقاید و نظرهایم را بازگو کنم.احساس کاملا بیگانهیست نوشتن بدون ترس.ولی چه احساس غریبیست نوشتن از وطن در حالی که به اجبار هزاران کیلومتر از ان دور هستی در گوشه دیگری از این کره خاکی بدون اینکه بتونی خاکش رو لمس کنی و هواشو تنفس کنی.ولی خوب با خاطره اینها و  با  امید به بازگشت دوباره باید مبارزه را ادامه داد.

ولی براستی چه شد که من و میلیون ها ایرانی مثل من به این روز افتادیم؟؟؟

براستی چه اشتباه زیانبار و هولناکی مرتکب شدند انهایی که اجازه دادند این خاک آریایی پر گهر بدست اخوند های عمامه بسری بیافتد که حتی اصل و نصب پارسی ندارند چه رسد به گفتار و کردار پارسی.اشتباهی که بقیمت خون هزاران هزار پارسی دلیر تا به این لحظه تمام شده است.فکر میکنم جواب این سوال بس واضح میباشد.اخوند ها از جنس ما نیستد و ما هم از جنس انها نیستم و  انها نتوانستند ما را با خود همجنس کنند.

براستی آزادی اینجا زیباست ولی  برای وطن فروشانی که هموطنان در زجر وضلم بیگانه خود را از یاد برده اند و نه برای ما که حتی اینجا هم هر لحظه به لحظه زندگیمان با هموطنانمان در ایران میگذرد.

به امید روزی که این خاک پر گهر از نسل اخوند ها پاک بشود.